خلاصه طبق برنامهریزی، بنده باید در ابتدای دیدار، حداکثر شوق را از خود نشان بدهیم و گلی تقدیمش کنیم تا خرذوق شود و بغلش کنیم و بگوییم یک دنیا دلتنگش بودیم و پس از این کار و گرفتن دستش، با آرامش و روح یک جنتلمن او را به خانه ببریم تا او باشد که به فریب دادن ما فکر کند و وقتی به خانه رسیدیم و از در وارد شدیم فورا تا چند دقیقه او را مشغول نماییم تا زهرچشم گرفته باشیم که حواسش باشد که اینجا خانه است و فکر نکند که میتواند بیکار بنشیند. سپس به وی عرض میکنیم حالا برود لباسش را عوض کند زیرا که اینجا خانهاست و وقتی از اتاق خارج شد خرذوق میشویم از دیدار او و میگوییم «چقدر مااااه شدییی تووو» و بغلش میکنیم و چند دقیقه او را در آغوش خود نگه میداریم و سپس میرویم لباس سفیده و شلوار بلندهی خود را میپوشیم. (شلوار کوتاه بپوشم پشمامو نشونش بدم؟) سپس میایم در کنار او روی مبل مینشینیم و با او اختلاط میکنیم. البته نمیتوانیم در این شرایط اختلاط کنیم. باید حداقل چند ساعت او را بوسه و ماچ فرمائیم و بعد. اما هنگام اختلاط سعی میکنیم که مانند یک جنتلمن برخورد کنیم. ضمنا بنده هماکنون یادم افتاد که ما قرار گذاشتهایم که شب را نخوابیم و هرکس که این قانون را زودتر بشکند باید ۵ دقیقه زیر دوش آب سرد برود تا تنبیه شود. در این قسمت این سوال مطرح میشود که معیار راستی آزمایی از سرد بودن کامل آب چیست. در این شرایط شخص برنده میتواند تقاضا کند که جهت راستی آزمایی در حمام حضور یابد تا شاهد ۵ دقیقه فریزینگ طرف مقابل باشد. سه راه پیش روی بنده میباشد: اول آنکه برای جلوگیری از گیرکردن در دوراهی بعدی، زودتر از طرف مقابل به خواب بروم و اجازه بدهم حاج خانم شخصی باشد که ادعای راستی آزمایی میکند. راه دوم آن است که تلاش کنم که نخوابم و اگر موفق بودم، به حاج خانم اعتماد کنم و اجازه دهم ۵ دقیقه تنها در حمام باشد. اما در حالت دوم با ادعای راستی آزمایی میتوانم وارد حمام شوم و کارهایی کنم که داستان بیخ پیدا کند که هنوز هم نمیدانم که چه میخواهم کنم. البته احتمالا حتی اگر بخواهم هم نتوانم حاج خانم را در این کل کل شکست دهم و راهی جز گزینهی اول نخواهم داشت اما به هر حال فکر کردن بهتر از نکردن است.
اگر زمان خوابیدن شد و ایشان فرمود که ما در کنار هم نمیخوابیم چه؟ البته داستان به این سادگی نیست و ممکن است در شرایطی قرار بگیریم که ناگهان در کنار هم روی مبل خواب برویم و کار اصلا به تصمیمگیری نمیرسد. اما نکتهی مهم این است که جایی در میان صحبتهایمان باید کاری کنیم که ایشان سو*تین خود را در بیاورد و راحت بنشیند و به این شرایط کند تا در زمان خواب نتواند به این بهانه بخواهد که تنها بخوابد. ضمنا اگر این نقشه هم جواب نداد و باز هم درخواست تنها خوابیدن کرد ابتدا بنده عرض میکنم که نیاز به دیدن همیشگی او دارم و اگر او را نبینم دلم خواهد گرفت. اگر این هم کارساز نشد خود را ناراحت شده و به سمت اتاق جداگانهای خواهیم رفت. همانا که آخرین سلاح ما همین ناراحت شدن است.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 15:54  توسط بی ریشه |
برچسب:
نویسنده: فاطمه شاکری